تصویر ما از شریعت و طبیعت هم در این عصر (و در هر عصر )تصویری است بنا شده بر اجزایی اندک و ناتمام . و در گرو و اسارت اجزای بسیار دیگر است ک هنوز نیامده اند و مکشوف ما نیفتاده اند و لذا فهم ما از عناصر مکشوف امروزین ناقص است و به انتظار فهم های فردا نشسته است تا در رسند و هندسه و فهم تازه ای بنا نهند .
به عبارت دیگر ،تصویر ما از هر مجموعه ،بر دو رکن استوار است :
انچه از او می دانیم و انچه از او نمی دانیم و با معلوم شدن تدریجی مجهولات ،تصویر ما هم کمال می پذیرد .و لذا این تصویر همیشه ناقص است و همواره تکامل پذیر ،ولو خود آن مجموعه نه ناقص باشد نه متحول. هم? سخن بر سر تصویر کلی و هندس? جامع معرفت است نه دانستن این نکته یا معرفت به آن دقیقه. پس در تکامل هر شاخه از معرفت ،همواره دو امر دوشادوش یکدیگرتحقق می یابند،
اول: تغییر فهم ما از یکایک اجزای آن معرفت (ب دلیل رشد معارف دیگر)
و دوم: تحول هندس?معرفت ،و پیدایش آرایش جدید میان اجزای آن ( ب دلیل پیدایش عناصر تازه در درون همان معرفت و نشستنشان در کنار عناصر کهن) که این هم یک بار دیگر فهم ما از اجزا را دگرگون می کند .یعنی معرفت های بشری نه تنها تکامل کمّی که تکامل کیفی هم دارند . و نه فقط واقعیات بیشتری را ب ما می شناسانند بلکه فهم نیکوتری از واقعیات را هم نصیب ما می سازند .
? دکتر #عبدالکریم_سروش
?? #آئین_در_آیینه / مدخل سوم ،معرفت دینی